کد خبر: ۱۳۸۶۸
۱۸ دی ۱۴۰۴ - ۱۵:۰۰
مصطفی سزاوار قدیمی‌ترین عکاس میدان ده دی است

مصطفی سزاوار قدیمی‌ترین عکاس میدان ده دی است

مصطفی سزاوار، عکاس ۶۷ ساله میدان ده‌دی (سوم اسفند) می‌گوید که عکاسی را نزد پدرش که هم اکنون ۹۲ سال دارد. او این این مغازه را ۵۰ سال پیش به قیمت ۱۷ هزار تومان خریده است.

وقتی وارد مغازه‌اش می‌شوم اولین چیزی که جلب توجه می‌کند عکسی است از شمایلی منسوب به حضرت‌رضا(ع) که تعداد زیادی از آن را در اندازه‌های مختلف و در ویترین‌های شیشه‌ای مغازه‌اش گذاشته است.
 عکس‌های دیگر نيز انگار دارند با تو حرف می‌زنند؛ چندین عکس از روحانیون قدیمی‌ ساکن محله که به گفته خودش حالا دیگر در قید حیات نیستند و چند عکس که با شیوه‌های نوین عکاسی درهم‌آمیخته‌اند، در این ویترین‌ها خودنمایی می‌کنند.

مغازه بوی كهنگي می‌دهد؛ نه از آن‌‌ها كه توي ذوق بزند، نه! بيشتر حسي از اصالت است. اين وسط وسایل داخل مغازه با فن‌آوري روز هم‌خوانی دارند. با دیدن کامپیوتر، دستگاه اسکن و فتوکپی به‌خوبی می‌توانی ردپاي امروز را در دل ديروز ببيني. يك تضاد جالب...

مردی در بالکن مغازه پشت مانیتور کامپیوترش نشسته و سر در گريبان فرو برده. آن‌قدر غرق كارش است كه چند دقيقه‌اي متوجه حضورم نمي‌شود. سكوت بينمان را مي‌شكنم. حرف از تهيه يك گزارش از اين عكاسي تاريخي كه از قديمي‌ترين عكاسي‌هاي شهرمان است، پيش مي‌كشم. حرفم كه تمام مي‌شود، سكوت مي‌افتد بينمان. با ترديد نگاهم مي‌كند و سرانجام رضايت مي‌دهد بعد از چند سوال و جواب كوتاه، پاسخگوي سوالات من باشد.

خیابان ارگ برای اعیان و اشراف بود

مصطفی سزاوار، عکاس ۶۷ ساله میدان ده‌دی (سوم اسفند) در محله جنت مشهد می‌گوید که عکاسی را نزد پدرش که هم اکنون ۹۲ سال دارد، آموخته. توضیح می‌دهد: ۱۷، ۱۸ ساله بودم که وارد این شغل شدم و مغازه‌ام را با قیمت ۱۷ هزار تومان ۵۰ سال پیش خریدم، درحالی‌که با این مبلغ می‌توانستم در آن زمان در بولوار سجاد سه مغازه بخرم.

از خیابان ارگ و حال‌وهوای آن روزهایش می‌پرسم، چشم‌هایش را تنگ می‌کند و می‌رود به گذشته؛ «خیابان ارگ برای خودش کیا و بیایی داشت. اینجا بالاشهر بود و همه ساکنانش آدم‌حسابی و از اعیان و اشراف آن زمان بودند.» ادامه می‌دهد: شب‌ها اینجا خیلی شلوغ بود و رفت و آمد تا پاسی از شب ادامه داشت. خیابان ارگ آن زمان  پُر از سینما و آمفی‌تئاتر و کافه و ساندویچ‌فروشی‌های معروف بود. از شغلش می‌پرسم؛ می‌گوید: در شهر تنها چندنفر بودیم که به این حرفه علاقه داشتیم. عکاسی هنر، انیورسال، مریخ و مانی عکاسی‌های معروف این خیابان و حوالی آن بودند.

 

مصطفی سزاوار قدیمی‌ترین عکاس میدان ده دی است

 

فرق عكاسي سنتي با ديجيتال مانند فرق فرش دستباف است با ماشيني

سزاوار عکس‌های قدیمی را بیشتر دوست دارد و می‌گوید: برای این عکس‌ها زحمت زیادی می‌کشیدم اما حالا همه چیز دیجیتال شده و هر کسی که یک دوربین دیجیتال دارد، می‌تواند عکس بگیرد. از او درباره عكاسي ديجيتالی مي‌پرسم و نظرش را درباره دنیای فن‌آوري جویا می‌شوم؛ مخالف پیشرفت و توسعه این حرفه نيست و بيان مي‌كند: فرق عكاسي سنتي با ديجيتال مانند فرق فرش دستباف و ماشيني است؛ البته ديجيتال هم دنياي شيرين و جالبي دارد و من سعي كرده ام با آن بيگانه نباشم.

فرق عكاسي سنتي با ديجيتال مانند فرق فرش دستباف و ماشيني است

 

ياد خيابان‌هاي قديمي بخير!

از خاطرات عکاسی‌اش می‌پرسم، می‌گوید که در روزنامه آفتاب شرق هم کار می‌کرده و عکاس خبری آنجا هم بوده؛ «بیشتر از دولتی‌ها عکس می‌گرفتم و به مناسبت مراسم مختلف اگر از دربار به مشهد می‌آمدند، برای عکاسی می‌رفتم. سال‌هاست که دیگر كار عکاسی خبری نمی‌کنم» اما انگار دلش تنگ است و از گذشت زمان می‌نالد. هر از گاهی می‌گوید که «ای کاش به قدیم برمی‌گشتیم. مردم آن زمان مهربان‌تر بودند و زندگی‌ها آسان تر بود. راستش را بخواهید زندگی‌های قدیم این همه دغدغه نداشت.»

در توضيح بركت زندگي‌هاي گذشته مي‌گويد: تمام عکس‌ها را خودم روتوش دستی می‌کردم، آن هم با چه دقتی؛ در طول روز ساعت‌ها کار می‌کردم اما به تفریح و خانواده‌ام هم می‌رسیدم. کم‌کم تعداد مشتری‌هایش بيشتر مي‌شوند. بيشتر آن‌ها مشتریان قدیمی‌اش هستند و اين‌پا و آن‌پا مي‌كنند كه حرف ما تمام شود. نمی‌خواهم مزاحم کاسبی‌اش باشم؛ از او خداحافظی می‌کنم. از مغازه‌اش که بیرون می‌آیم دوباره به زمان حال برمی‌گردم؛ در حالي‌كه با خودم فكر مي‌كنم «ارگ قديم چقدر دلنشین‌تر بود».

 

*این گزارش ۷ شهریور ۹۱ در شماره ۱۹ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.

 

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44